|
|
-

پیرزنی که کلیسا می رفت و چیزی یادش نمی ماند(داستان )
پنجشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

داستان خوشبخت ترین آدم!
یکشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

داستان «دماغ گندهها» از تی جونز
یکشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

دختری با موهای طلایی/داستان
جمعه, ۱ مهر ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

داستان کوتاه: پیرمردی خیلی خونـسرد
چهارشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

داستان کوتاه: پیرمردی خیلی خونـسرد
یکشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ | -

شام آخر (واقعی)
چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

داستان پنی سیلین(داستان واقعی)
چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

همراز یکدیگر باشیم (داستان)
چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

مـشـتـری فـقـیـر (داستان زیبا)
یکشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان, داستان خارجی -

توله های فروشی (داستان پند آموز)
دوشنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان خارجی -

آبدارچی شرکت مایکروسافت (داستان)
شنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان, داستان خارجی -

ساده ترین جواب (داستان شرلوک هولمز)
شنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ |دسته بندی ها :داستان, داستان خارجی

داستان کوتاه: پیرمردی خیلی خونـسرد
آبدارچی شرکت مایکروسافت (داستان)
داستان «دماغ گندهها» از تی جونز
دختری با موهای طلایی/داستان
مـشـتـری فـقـیـر (داستان زیبا)
داستان خوشبخت ترین آدم!
داستان کوتاه: پیرمردی خیلی خونـسرد
شام آخر (واقعی)
پیرزنی که کلیسا می رفت و چیزی یادش نمی ماند(داستان )
ساده ترین جواب (داستان شرلوک هولمز)
داستان پنی سیلین(داستان واقعی)
همراز یكدیگر باشیم (داستان)
توله های فروشی (داستان پند آموز) 